skip to Main Content
posts

بایدها و نبایدهای پژوهش در ادبیات کودک و نوجوان

بایدها و نبایدهای پژوهش در ادبیات کودک و نوجوان

از میراث ادبی تا میراث فهم؛ بازخوانی جایگاه بوستان، گلستان و کلیله و دمنه در جهان کودک و نوجوان معاصر

بخش نخست از سه بخش | ضرورت بازاندیشی در سن، زمان و شیوه مواجهه کودک با میراث ادبی

نویسنده: مهدی صفی‌آبادی

حوزه موضوعی: ادبیات کودک و نوجوان، آموزش ادبیات کلاسیک، بازآفرینی متون کهن، تربیت ادبی و تفکر انتقادی

آیا ارزش تاریخی و فرهنگی یک اثر ادبی، به‌تنهایی برای ورود آن به جهان کودکان و نوجوانان کافی است؟ بوستان و گلستان سعدی و کلیله و دمنه از گنجینه‌های ماندگار ادبیات فارسی‌اند؛ اما ماندگاری یک اثر لزوماً به معنای تناسب تمام بخش‌های آن با توانایی‌های شناختی، تجربه‌های زیسته و نیازهای تربیتی نسل جدید نیست. مسئله اصلی آن است که چگونه می‌توان این میراث ارزشمند را از متونی برای حفظ کردن و بازگویی، به تجربه‌هایی برای اندیشیدن، گفت‌وگو کردن و فهم جهان تبدیل کرد. در بخش نخست این مقاله، تفاوت‌های بنیادین سه اثر کلاسیک بررسی می‌شود و الگویی پیشنهادی برای مواجهه تدریجی کودکان و نوجوانان با ادبیات کهن ارائه خواهد شد.


میراث ادبی را باید آموخت یا با آن زندگی کرد؟

ادبیات کلاسیک فارسی، بخشی جدایی‌ناپذیر از حافظه تاریخی، فرهنگی و هویتی جامعه ایرانی است. آثاری همچون بوستان، گلستان و کلیله و دمنه نه‌تنها حامل زیبایی‌های زبانی و هنری‌اند، بلکه تصویری از تجربه‌های اخلاقی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی نسل‌های گذشته را نیز در خود جای داده‌اند.

بااین‌حال، هنگامی که سخن از آموزش این آثار به کودکان و نوجوانان به میان می‌آید، پرسش‌هایی اساسی مطرح می‌شود: آیا صرف اینکه اثری چندصد سال دوام آورده، برای گنجاندن آن در برنامه آموزشی کافی است؟ آیا کودکی که هنوز تجربه مستقیمی از مفاهیمی مانند قدرت، خیانت، عدالت، تدبیر، قناعت، وفاداری و مناسبات پیچیده اجتماعی ندارد، می‌تواند لایه‌های معنایی حکایات سعدی یا روایت‌های کلیله و دمنه را به‌درستی دریافت کند؟

و مهم‌تر از همه، آیا خواندن، حفظ کردن و بازگویی یک اثر ادبی، الزاماً به معنای فهمیدن آن است؟

به نظر می‌رسد مسئله اساسی در آموزش ادبیات کلاسیک به نسل جدید، نه ضرورت حفظ این میراث، بلکه چگونگی انتقال آن از حافظه تاریخی جامعه به تجربه زنده کودکان و نوجوانان باشد.

در بسیاری از موقعیت‌های آموزشی، از کودکان انتظار می‌رود متونی را بفهمند که حتی برخی بزرگسالان نیز بدون آشنایی با زمینه‌های تاریخی، زبان‌شناختی و فلسفی، قادر به دریافت تمامی لایه‌های معنایی آن‌ها نیستند.

در چنین شرایطی باید پرسید: آیا کودک باید پیش از مواجهه با ادبیات کهن، برای فهم آن آماده شود یا این ادبیات باید از مسیرهایی متناسب با ظرفیت‌های شناختی و زبانی کودک به او معرفی شود؟

پاسخ را می‌توان در تعامل این دو مسیر جست‌وجو کرد. رشد تدریجی توانایی‌های کودک از یک‌سو و انتخاب، بازآفرینی و ارائه مناسب آثار از سوی دیگر، می‌توانند زمینه‌ساز مواجهه‌ای معنادار با ادبیات کلاسیک باشند.

بااین‌حال، مسئولیت نخست بر عهده بزرگسالان، نویسندگان، پژوهشگران، برنامه‌ریزان درسی و فعالان حوزه ادبیات کودک و نوجوان است؛ زیرا این کودک نیست که باید خود را با تمام پیچیدگی‌های یک متن تاریخی تطبیق دهد، بلکه این نظام آموزشی و فرهنگی است که باید مسیر مواجهه او با متن را هوشمندانه طراحی کند.

بوستان، گلستان و کلیله و دمنه؛ سه اثر از سه جهان متفاوت

یکی از خطاهای رایج در آموزش ادبیات کهن آن است که آثار کلاسیک صرفاً به دلیل قدمت، ارزش فرهنگی یا زبان ادبی مشترک، در یک طبقه آموزشی قرار می‌گیرند.

این در حالی است که بوستان، گلستان و کلیله و دمنه از نظر ساختار روایت، پیچیدگی زبان، شیوه شخصیت‌پردازی، مضامین و جهان‌بینی اخلاقی تفاوت‌های مهمی با یکدیگر دارند.

شناخت این تفاوت‌ها، پیش‌نیاز هرگونه تصمیم‌گیری درباره سن مناسب مخاطب، شیوه بازنویسی، روش تدریس و میزان وفاداری به متن اصلی است.

بوستان سعدی؛ جهان آرمان‌های اخلاقی

بوستان سعدی که در سال ۶۵۵ هجری قمری سروده شده، اثری منظوم است که مفاهیمی همچون عدالت، احسان، عشق، تواضع، قناعت و تربیت را در قالب روایت‌ها و اندرزهای اخلاقی مطرح می‌کند.

این اثر، جهانی از آرمان‌های اخلاقی را پیش روی مخاطب قرار می‌دهد؛ جهانی که در آن رفتار انسان‌ها از منظر فضیلت، مسئولیت و پیامدهای کردارشان ارزیابی می‌شود.

اما پرسش مهم این است که آیا مفهوم عدالت برای کودک هفت‌ساله همان معنایی را دارد که برای نوجوان پانزده‌ساله؟

برای کودک هفت‌ساله، عدالت ممکن است در تقسیم برابر وسایل بازی، رعایت نوبت یا توجه یکسان به دوستان معنا پیدا کند. در مقابل، نوجوان پانزده‌ساله می‌تواند درباره عدالت اجتماعی، تبعیض، نابرابری فرصت‌ها و تعارض میان حق فردی و منفعت جمعی گفت‌وگو کند.

بنابراین، اگر قرار است بوستان در تربیت ادبی و اخلاقی نسل جدید نقش‌آفرین باشد، مفاهیم آن باید از سطح انتزاعی به تجربه‌های ملموس و قابل‌فهم مخاطب منتقل شوند.

بوستان برای کودک نباید صرفاً مجموعه‌ای از پندهای اخلاقی باشد؛ بلکه می‌تواند فرصتی برای تجربه، انتخاب و گفت‌وگو درباره موقعیت‌های اخلاقی فراهم کند.

در چنین رویکردی، آموزش به معنای تکرار نتیجه اخلاقی حکایت نیست؛ بلکه کودک فرصت می‌یابد درباره رفتار شخصیت‌ها بیندیشد، خود را در موقعیت آنان قرار دهد و درباره انتخاب‌های احتمالی خود سخن بگوید.

گلستان سعدی؛ جهان تناقض‌ها و واقعیت‌های انسانی

گلستان که در سال ۶۵۶ هجری قمری نوشته شده، برخلاف تصور رایج، صرفاً کتابی برای آموزش رفتارهای پسندیده نیست.

این اثر مجموعه‌ای از حکایات کوتاه، تأملات اخلاقی و مشاهدات اجتماعی است که موضوعاتی مانند مناسبات قدرت، رفتارهای انسانی، طبقات اجتماعی، تربیت، سکوت، سخن گفتن و تعارض‌های اخلاقی را در بر می‌گیرد.

برخی حکایات گلستان طنزآمیزند، برخی تلخ و انتقادی‌اند و برخی دیگر بازتاب‌دهنده ارزش‌ها، باورها و مناسبات اجتماعی دوران زندگی سعدی هستند.

ازاین‌رو، نمی‌توان تمامی حکایات این اثر را بدون بررسی محتوایی و تربیتی برای کودکان مناسب دانست.

برخی روایت‌ها نیازمند توضیح درباره زمینه تاریخی، جایگاه اجتماعی شخصیت‌ها و تفاوت ارزش‌های گذشته و امروز هستند. در مواردی نیز ممکن است نتیجه اخلاقی یک حکایت، خود به موضوع گفت‌وگو و نقد تبدیل شود.

برای مثال، نوجوان می‌تواند درباره این پرسش تأمل کند که آیا رفتار یک شخصیت، صرفاً به دلیل تأیید شدن در پایان حکایت، رفتاری درست و قابل‌دفاع است؟

آیا شرایط تاریخی و اجتماعی می‌تواند بر داوری اخلاقی ما درباره شخصیت‌ها اثر بگذارد؟

و آیا ممکن است خواننده امروز، با حفظ احترام به جایگاه سعدی، درباره برخی داوری‌های مطرح‌شده در اثر او دیدگاهی متفاوت داشته باشد؟

اینجاست که ادبیات از ابزاری برای انتقال دستورهای اخلاقی به بستری برای پرورش تفکر انتقادی تبدیل می‌شود.

این رویکرد نه‌تنها به معنای کاهش ارزش گلستان نیست، بلکه می‌تواند امکان گفت‌وگویی زنده میان میراث ادبی و تجربه‌های معاصر را فراهم سازد.

کلیله و دمنه؛ جهان سیاست، قدرت و تصمیم‌گیری

کلیله و دمنه پیشینه‌ای در سنت داستانی هند دارد و در جریان انتقال، ترجمه و بازنویسی در فرهنگ‌های مختلف، به یکی از آثار برجسته ادبیات فارسی تبدیل شده است. متن مشهور فارسی آن را نصرالله منشی در قرن ششم هجری فراهم کرده است.

یکی از برداشت‌های نادرست درباره این اثر، کودکانه دانستن آن صرفاً به دلیل حضور حیوانات سخنگوست.

درحالی‌که بسیاری از حکایات کلیله و دمنه، با وجود ساختار تمثیلی و شخصیت‌های حیوانی، درباره موضوعاتی پیچیده همچون رقابت بر سر قدرت، فریب، شایعه‌سازی، اعتماد، خیانت، مشورت و پیامدهای تصمیم‌گیری هستند.

مناسبات حاکم و مشاور، تضاد میان منفعت فردی و خیر جمعی و شیوه تأثیرگذاری بر تصمیم صاحبان قدرت نیز از دیگر موضوعاتی است که در لایه‌های روایی این اثر دیده می‌شود.

بنابراین، وجود حیوانات سخنگو الزاماً به معنای کودکانه بودن یک روایت نیست.

برای نمونه، حکایت «شیر و گاو» را می‌توان در سطوح مختلف بازآفرینی و تفسیر کرد.

برای کودک خردسال، روایتی بسیار ساده و اقتباسی از این حکایت ممکن است درباره دوستی، سوءتفاهم و اهمیت شنیدن سخن دیگران باشد.

اما برای نوجوان، همین داستان می‌تواند زمینه‌ای برای بررسی شایعه‌سازی، دست‌کاری اطلاعات، نفوذ بر صاحبان قدرت و پیامدهای اعتماد بدون بررسی شواهد فراهم کند.

در سطحی پیشرفته‌تر نیز می‌توان درباره سازوکارهای قدرت، نقش مشاوران، انگیزه‌های پنهان شخصیت‌ها و چگونگی شکل‌گیری تصمیم‌های نادرست به بحث پرداخت.

تفاوت این سطوح نشان می‌دهد که در مواجهه با آثار کلاسیک، تنها انتخاب داستان اهمیت ندارد؛ بلکه نوع بازآفرینی، سطح پیچیدگی روایت و شیوه طرح پرسش نیز تعیین‌کننده است.

از چه سنی باید آموزش ادبیات کلاسیک آغاز شود؟

یکی از پرسش‌های مهم در پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی ادبیات کودک و نوجوان، تعیین سن مناسب برای مواجهه با آثار کلاسیک است.

بااین‌حال، برای ورود به این حوزه نمی‌توان یک سن قطعی و یکسان تعیین کرد؛ زیرا سن تقویمی تنها یکی از عوامل مؤثر بر توانایی فهم ادبی است.

توانایی زبانی، تجربه خواندن، رشد شناختی، محیط فرهنگی، آشنایی پیشین با روایت و علاقه فردی کودک نیز در میزان دریافت او از متن نقش دارند.

از سوی دیگر، باید میان آشنایی با یک اثر، شنیدن بازآفرینی آن، خواندن گزیده‌های ساده‌سازی‌شده و مطالعه متن اصلی تفاوت قائل شد.

بر این اساس، می‌توان الگویی پیشنهادی برای مواجهه تدریجی کودکان و نوجوانان با میراث ادبی طراحی کرد.

۳ تا ۵ سال؛ تجربه قصه و شناخت احساسات

در این دوره، قصه‌گویی تصویری، بازی نمایشی و روایت‌های کوتاه الهام‌گرفته از حکایات منتخب می‌توانند زمینه آشنایی کودک با شخصیت‌ها، احساسات و رابطه علت و معلول را فراهم کنند.

هدف در این مرحله، آموزش متن اصلی یا انتقال مفاهیم پیچیده اخلاقی نیست؛ بلکه تجربه لذت‌بخش قصه و شناخت روابط ساده انسانی است.

۶ تا ۸ سال؛ شناخت انتخاب و پیامد رفتار

برای این گروه سنی، بازآفرینی داستانی با زبان ساده، شخصیت‌های قابل‌درک و موقعیت‌های نزدیک به زندگی کودک اهمیت بیشتری دارد.

کودک می‌تواند درباره انتخاب‌های شخصیت‌ها، پیامد رفتار آنان و احساسات افراد در موقعیت‌های مختلف گفت‌وگو کند.

در این مرحله، روایت نباید صرفاً به نتیجه‌گیری اخلاقی از پیش تعیین‌شده محدود شود.

۹ تا ۱۱ سال؛ ورود به روایت‌های چندلایه

در این دوره، می‌توان داستان‌هایی با انگیزه‌های شخصیتی پیچیده‌تر و موقعیت‌های اخلاقی چندوجهی را مطرح کرد.

پرسشگری، فعالیت گروهی، مقایسه رفتار شخصیت‌ها و بررسی دلایل تصمیم‌گیری آنان می‌تواند به تقویت استدلال و درک روایت کمک کند.

هدف آن است که کودک به‌تدریج از شنیدن داستان به تحلیل رفتار شخصیت‌ها حرکت کند.

۱۲ تا ۱۴ سال؛ مواجهه با متن و نقد روایت

در این مرحله، مطالعه گزیده‌های بازنویسی‌شده در کنار بخش‌هایی از متن اصلی می‌تواند مناسب باشد.

نوجوان فرصت می‌یابد تفاوت زبان گذشته و امروز را بشناسد، با تعارض‌های اخلاقی آشنا شود و درباره تصمیم‌ها و داوری‌های مطرح‌شده در روایت پرسش کند.

آغاز نقد ادبی و اخلاقی، از اهداف مهم این سطح است.

۱۵ تا ۱۸ سال؛ مطالعه انتقادی و تحلیل تاریخی

در این گروه سنی، مطالعه گزیده‌های گسترده‌تر یا متن اصلی، متناسب با توانایی و علاقه مخاطب، می‌تواند با تحلیل تاریخی، اجتماعی، زبانی و فلسفی همراه شود.

موضوعاتی مانند قدرت، عدالت، اخلاق، طبقات اجتماعی و جهان‌بینی نویسنده می‌توانند محور گفت‌وگوهای عمیق‌تر قرار گیرند.

در این مرحله، نوجوان نه‌تنها با متن ادبی مواجه می‌شود، بلکه می‌آموزد آن را در زمینه تاریخی خود بررسی کند و میان ارزش هنری اثر و پذیرش یا نقد دیدگاه‌های مطرح‌شده در آن تفاوت بگذارد.

این تقسیم‌بندی، الگویی آموزشی و پیشنهادی است و نباید آن را استاندارد سنیِ اعتبارسنجی‌شده برای بوستان، گلستان و کلیله و دمنه تلقی کرد. تعیین تناسب نهایی هر روایت، به بررسی مستقل متن، شیوه بازآفرینی، ویژگی‌های مخاطب و اهداف آموزشی نیاز دارد.

آشنایی با یک اثر، الزاماً به معنای خواندن متن اصلی نیست

یکی از مهم‌ترین نکاتی که باید در پژوهش و آموزش ادبیات کلاسیک مورد توجه قرار گیرد، تفاوت میان «آشنایی با میراث ادبی» و «خواندن متن اصلی» است.

کودک پنج‌ساله می‌تواند با شخصیت یا داستانی الهام‌گرفته از کلیله و دمنه آشنا شود، بدون آنکه لازم باشد زبان پیچیده نصرالله منشی را بیاموزد.

همچنین نوجوان شانزده‌ساله می‌تواند بخشی از متن اصلی گلستان را بخواند، اما درباره نتیجه‌گیری اخلاقی سعدی پرسش داشته باشد یا با آن موافق نباشد.

این پرسشگری نباید نشانه شکست آموزش تلقی شود؛ بلکه می‌تواند نشانه آغاز فهم عمیق‌تر باشد.

در حقیقت، هدف نهایی آموزش ادبیات کلاسیک نباید صرفاً تربیت نسلی باشد که نام آثار بزرگ را می‌شناسد، عبارت‌هایی از آن‌ها را حفظ می‌کند یا قادر به بازگویی حکایات مشهور است.

آنچه اهمیت بیشتری دارد، پرورش نسلی است که می‌تواند با این آثار رابطه‌ای آگاهانه برقرار کند، درباره آن‌ها بیندیشد و میان تجربه‌های تاریخی و مسائل زندگی امروز پیوند برقرار سازد.

جمع‌بندی؛ از حفظ میراث تا پرورش توانایی فهم

بوستان، گلستان و کلیله و دمنه، هر سه بخشی ارزشمند از میراث ادبی و فرهنگی ایران هستند؛ اما ارزشمندی آن‌ها به معنای مناسب بودن تمامی مضامین، روایت‌ها و شیوه‌های بیانی‌شان برای همه گروه‌های سنی نیست.

نخستین گام در پژوهش ادبیات کودک و نوجوان آن است که میان ارزش ادبی اثر، تناسب سنی محتوا، سطح توانایی شناختی مخاطب و شیوه آموزشی ارائه متن تمایز قائل شویم.

همچنین باید پذیرفت که بازآفرینی ادبیات کلاسیک، صرفاً ساده‌سازی واژگان دشوار نیست؛ بلکه فرایندی پژوهشی و خلاقانه است که به شناخت روایت، مخاطب، زمینه تاریخی و اهداف تربیتی نیاز دارد.

میراث ادبی زمانی در جهان کودک و نوجوان زنده می‌ماند که از سطح محفوظات فراتر رود و به فرصتی برای تجربه، اندیشیدن، پرسیدن و گفت‌وگو تبدیل شود.

شاید مهم‌ترین وظیفه ما در برابر ادبیات کلاسیک، تنها انتقال متن‌های گذشته به نسل آینده نباشد؛ بلکه فراهم کردن شرایطی باشد که نسل آینده بتواند آن متن‌ها را بفهمد، درباره آن‌ها پرسش کند و معنای تازه‌ای از آن‌ها برای زندگی خود بیابد.


پایان بخش نخست از سه بخش

در ادامه این مجموعه، بایدها و نبایدهای بازنویسی، بازآفرینی و پژوهش درباره آثار کلاسیک برای مخاطبان کودک و نوجوان بررسی خواهد شد.

دیدگاه شما چیست؟