عضویت
Fa En

انجمن تخصصی کودک و رسانه

جزیره دانش

جزیره دانش

درابتدا ضمن تشکر از آقاى حسینى تهیه کننده جزیره دانش براى دغدغه مند بودن ایشان دربالا بردن آگاهى ودانش مخاطب
اذعان کرد ، نقد وارزیابى امروز براى عالى تر شدن کار همکاران عزیزمونه …
وبه این موارد دربخش اجرا اشاره کرد
١-مشخص نیست این برنامه صاحب مجرى ست یا بازیگر اگر ناخدا وملوان مجرى هستند پس چرا هیچ ارتباطى بامخاطب نمى گیرند واگر بازیگرند پس چرا act آنها کم کم ست وبه عنوان مثال
نحوه برخورد وعکس العمل ناخدا درابتداى کلاکت ۴۴ رو یادآورشد که ناخدا درمواجهه با فریادملوان فقط سوال مى پرسد چه شده چه شده وپا یش همچنان روى پاى دیگرش است
٢-تکلیف روشن نیست این برنامه براى چه رده سنى اجرا مى شود
چراکه لحن ملوان، وله ها ، وتیتراژ کودکانه ست اما محتوا کمى سنگین است
٣-صداى ناخدا بم وصداى ملوان بلند وگوش خراش است ملوان براى ایجاد هیجان به دادن زدن بسنده کرده است
۴-هروز آزمایش کردن وآزمایش دیدن خسته کننده ست بهتر است آیتم هایى اضافه شود که برنامه غیرقابل پیش بینى شود ونوع آزمایش به گونه اى انتخاب شود که درزندگى عادى کاربرد داشته باشد
۵-لحن و بیان وکارگردانى بخش گزارش نوجوان موفق ترغیب کننده نیست
۶-کاش بجاى صداى دهان مجریان براى پیداکردن ابزار از افکت مناسب استفاده مى شد
٧-بخش معرفى نوجوان موفق توسط مجریان اعلام مى شود ولى رها شده وپرداختى نسبت به آن اززبان مجریان وجود ندارد
٨- ناخدا از زبان بدن به خوبى استفاده نمى کند تکلیف دست ها روشن نیست گاهى بجاى یک شخصیت آگاه وبااعتماد به نفس یک ناخداى مستاصل رو مى بینیم
٩-ملوان اکثرا کنجکاوى اش را با هاج وواج بودن نشان مى دهد
١٠- نوع بازى ملوان مجید صالحى روتداعى مى کرد در طنز دهه هفتاد
کاش تیپ سازى صورت بگیرد
١١-ترغیب کلامى (هیپنوتیزم کلامى) کم است و
زبان بدن کم رنگ
که البته این موارد به راحتى و بادقت نظر عزیزان هنرمند برطرف خواهد شد


در تولید موسیقی اثر باید حتی المقدور از ساز های واقعی استفاده نمود، و می توان به جای استفاده از ساز واقعی اولا از استودیوی مجازی ( VST ) و در صورت در دسترس نبودن آن از ساز های دیجیتالی که صدای آن به خوبی با ساز واقعی تطبیق داده شده است استفاده شود، و با استفاده از ساز های دیجیتال به کیفیت کار لطمه وارد نساخت. در مورد خوانندگی اثر نیز پیشنهاد وی استفاده از خوننده ی حرفه ای به جای مجریان برنامه بود. وی در نکته ی بعد، استفاده از موسیقی متن برای کمک به فضا سازی را خاطر نشان کرد.  و در خصوص استفاده از صدا ساز ها و ترکیب کننده های صوتی ( سینتی سایزرها) ، در صورتی که هدف آهنگساز استفاده از شبیه ساز صوتی به منظور جایگزینی ساز حقیقی ( آکوستیک ) باشد ، به کیفیت اثر آسیب وارد شده و بسیار بهتر است که از ساز حقیقی و یک نوازنده با تجربه استفاده گردد و چنانچه آهنگساز اراده استفاده از سازهای الکترونیک و سینتی سایزرها را داشته باشد ، باید به شکل کاملا حرفه ای با شخصیت صوتی که صرفا در اختیار همان صدای الکترونیک است و معادل آکوستیک ندارد ، از آن ابزار استفاده شود.
همچنین در شرایط ویژه که امکان استفاده از ساز آکوستیک وجود ندارد میتوان با نهایت دقت و مهارت از فن آوری VST جهت جایگزینی برخی از سازهای حقیقی استفاده کرد . که البته این روش صرفا در شرایط ویژه پیشنهاد میگردد و در بسیاری از مواقع ، جایگزین مطمئنی برای ساز حقیقی نمی باشد.

جزیره دانش از آن دسته از برنامه هایی است که در زمینه ترویج دانش و دانش اندوزی ساخته شده است . این برنامه و خواست درونی نخستینش دارای ارزش بسیار است زیرا کودک امروز به ویژه کودکان ایرانی بنا به دلایل جامعه شناختی بسیاری نیاز به گستره دانش خود دارند تا بتوانند بر نادانی و خرافه پرستی چیرگی یابند .بن مایه گسترش تفکر منطقی از ارزشمند ترین ویژگی های خوب این مجموعه است .اما:
۱ _ دانش را در بند جزیره ای گنجاندن که دور از دسترس و در بند کوسه ودیگر جانداران در یایی است آن هم به هنگامی که سرنشینان کشتی تنها دونفر هستند ، برای مخاطب کودک نه تنها شور و انگیزه راه بردا به دانایی به بار نمی آورد برعکس اورا از آموختن دانش بیم ناک خواهد کرد . ونیز نبود جذابیت تصویری و داستانی خود بر این دوری می افزاید . و بر این پایه جزیره دانش نه تنها به سرزمین دانش تبدیل نمی شود برعکس همانند جزیره ای است که دانش در آن به تبعیدگاه فرستاده شده است .
۲ _ در این جزیره نیز مناسبات جامعه سرمایه داری و طبقاتی موج می زند . دانش از آن طبقه دارا و دارنده پست و جایگاه بالاست . ناخدا در جایگاه آدم دارای پست و پولدار ، دانشمند است و همه چیز دان. و ملوان زیر دست او خنگ و کودن. هم به خاطر شیوه سخن گفتنش و هم به خاطر نادانی مطلقش در باره جهان پیرامون . در چنین شرایطی است که ناخدای پولدار جزیره در جایگاه دانشمند یک نفره پدیدار می شود .
۳_ در جزیره دانایی نظام مرد سالار حاکم است . در این جزیره هیچ زن و یا نشانی از دختر دیده نمی شود . دانش از آن مردان است . ماجراجویی و گشتن و پیدا کردن جهان شگفت انگیز تنها برای مردان است چرا ؟ بهتر است کمی با دختران مهربان تر باشیم .

محمد لسانی پژوهشگر و فعال رسانه ای در حوزه کودک

۱. اکتفا به دو کاراکتر آموزشی در قالب گوینده _ گیرنده نوعی از الگوی خطی (linear) و غیر جذاب در برنامه سازی خلق کرده است. بهره گیری از کاراکتر فان در قالب یک طوطی یا پرنده که فضا را جذاب کند لازم است.

۲. فضای سفید بک با لباس سفید ِ بازیگران عملا فضای تخت و بدون برجستگی ایجاد کرده است و لازم است برنامه ای که برای طیف سنی خاص ۷ تا ۱۱ تدارک دیده شده حتما استفاده بجا از عناصر و اِلمان های گرافیکی و رنگی داشته باشد.

۳. برای جذابیت روایی و داستانی در آفرینش گره و تعلیق باید کار بیشتری صورت گیرد و لازم است مسئله آفرینی به حل مسئله (problem solving) ختم شود و سرعت بالا در اَکت ها و روایت ها باعث از آب در نیامدن داستان می شود.

۴. غیر ایرانی بودن و هویت نداشتن اثر در جزیره ای خیالی و بین زمین و آسمان بدون ارجاع و نشانه باعث شده است امکان بازاریابی این محصول در کشورهای دیگر بالا برود اما ارتباط فرزند ایرانی را با برنامه مختل میکند. وجود لنج به جای کشتی و لباس محلی جنوبی و تور ماهیگیری به جای ملوان و کاپیتان غربی میتواند در هویت یابی اثر کمک کند.

۵. ریتم تند و وجود ۴ تا ۵ آیتم موشن گرافی توانسته برنامه ای جذاب و با ضرباهنگ مناسب بیافریند. با اینکه متوسط زمانی برنامه ۲۰ دقیقه است اما بهیچ عنوان رویکرد دست و دلباز در برنامه سازی وجود نداشته که از نقطه های قوت اثر است. برنامه ای که باید آنرا از متوسط برنامه های کودک و نوجوان بالاتر دانست.

برنامه برای گروه سنی ۷تا ۱۲ سال نوشته شده بود که با توجه به این گروه سنی شخصیت پردازی کار مشکلی است چون نیازهای کودکان ۷تا ۹ سال متفاوت از کودکان ۱۰تا ۱۳ سال است .
نگارش متن های برنامه با توجه به دوشخصیتی بودن درتمام آیتم ها کارسختی بود که کارگردان با کمک عوامل وبازی بازیگران موفق شده بود که داستانها را برای مخاطب زیر ۱۰ سال دوستداشتنی کند .اما درجذب مخاطب باسن بیشتر چندان موفق نبود.
درشخصیت پردازی بعضی از عناصر به خوبی استفاده شده بود وشوخی ها خوب ومودبانه بود اما استفاده ازتکیه کلام ،کودک را شخصیتی تایید طلب می کرد که این برای بالندگی واستقلال مخاطب چندان جذاب نیست.
آزمایشات ازپیش تعیین شده بودند ومتاسفانه ،داستان به آزمایشها الصاق شده بود که این ضعف بسیارنمود داشت ومخاطب را از باورپذیری نیاز به آزمایشات دور می کرد.
گره ها بسیار ابتدایی وبدون پیش داستان مناسب طراحی شده بود که گره گشایی ها ،برای کودک جذابیتی نداشت .
انتخاب اشعار ووله ها ،برای مخاطب ۷تا ۹ خوب وجذاب بود وتیتراژشروع عناصری از پیش داستان را درخود داشت که بهترآن بود که پیش داستان کامل می شد.
چراهای زیادی برای مخاطب ایجاد می شد که بی پاسخ باقی می ماند واین به خاطر عدم تعریف خط اصلی داستان ونبود شروع وپایانی درمورد فضاسازی اتفاقات و دلیل زندگی کردن کاپیتان وملوان درجزیره و یا رفتن ازآن بود.

برای این که‌ به نقد شعر بپرداریم‌ابتدا لازم‌است که تعریفی از آن داشته باشیم .

شعر اثری است که در آن احساس، عاطفه و اندیشه ی شاعر از راه کاربرد زبان و با استفاده از عناصر شعری مانند احساس و عاطفه، خیال انگیزی، موسیقی شعر، شکل و ساختار و … انتقال داده می شود. در شعر کودک علاوه بر این ویژگی ها محتوای آموزشی هم باید داشته باشد که باید به طور هنری باشد و به طور غیر مستقیم به کودکان منتقل شود .

مبحث شعر هم‌مانند دیگر مباحث قواعدی دارد و شاخص هایی را باید رعایت کرد .از جمله

۱.سادگی

شعر کودک از هر جهت باید ساده و قابل دریافت برای کودکان پیش از دبستان باشد. خصوصاً کاربرد کلمه ها باید برگرفته از واژه های خود کودکان باشد و از ترکیب ها( از هر نوع آن) پرهیز کنیم‌. ضمناً در معنی کلمه ها نیز از طرح مفاهیم انتزاعی خودداری شود.

۲.کوتاهی شعر

شعر کودکان باید کوتاه و قابل حفظ کردن باشد. حتی اگر حفظ کردن آن مد نظر نباشد(۱۰ – ۲ خط).

لازم است در شعر کودک تنها به یک موضوع پرداخته شود.( البته در کتاب داستان های منظوم‌ویژه ی کودک‌ شعرها کوتاه نیست . )

۳.زبان

زبان به عنوان ابزار کار شاعر است. شاعر با کنار هم‌قرار دادن کلمه‌های مناسب به زیباترین صورت سعر می آفریند .

زبان به عنوان زبان شعری در شعر کودک‌بسیار مهم است ما باید مطالب را چکیده و به صورت ایجاز بیان کنیم‌. و از راه تصویرهای شاعرانه حرف شاعر را بیان می کند در این صورت لازم است همه گونه حرفهای آموزنده را به جای آنکه به صورت مستقیم بگوییم، با زبان شعر یعنی به صورت غیر مستقیم بیان کنیم.

۴.خیال انگیزی

تخیل مشخصه عمده شعر بودن شعر است . در شعر کودک‌خوب است که از تشخیص استفاده کنیم .

۵٫ موسیقی در شعر کودک

همه گونه رابطه های آوایی کلام، از نوع وزن عروضی و هجایی، قافیه، ردیف، تکریر وواج آرایی و … موسیقی شعر را به وجود می آورد. هر چه گروه سنی مخاطب پایین تر باشد کاربرد این عنصر باید پر رنگتر بشود.

۶.احساس و عاطفه

لازمه هر شعر تأثیر گذاری، داشتن احساس و عاطفه و نقش برانگیزانندگی آن است و این زمانی صورت می پذیرد که ما از دنیای بچه ها حرف بزنیم و از چیزهایی که آنان هر روز با آن سرو کار دارند، سخن بگوییم(از محسوسات و ملموساتشان)

۷.ساختار شعر

یعنی هماهنگی و پیوستگی محور عمودی و افقی با هم، به طوری که همه اجزا ی شعر با هم پیوند برقرار کرده و ساختمان واحدی را بوجود آورند. شعری که دارای ساختار باشد نمی توان به آن چیزی اضافه ویا از آن کم کرد.

۸.محتوای آموزشی

شعر کودک د رطی مراحل رشد به او کمک می کند. بنابراین مفاهیم آموزشی می تواند در شعر خردسال قرار گیرد اما بیان آن خیلی ظریف، هنرمندانه و کاملاً غیر مستقیم باشد.

۹.تناسب در کاربرد عناصری شعری

اولویت بهره گیری از هر یک از عناصر شعری برای کودکان با مخاطبان دیگر متفاوت است. در شعر کودک بیشتراز همه ریتم و آهنگ است که اهمیت دارد. بنابر این موسیقی در آن کاربرد بیشتری نسبت به عناصر دیگر دارد. پس از آن خیال انگیزی و در واقع رابطه های معنایی است که کم کم باید اهمیت پیدا کند.

۱۰٫ کشف شاعرانه
خوب است کودک پس از خوانده شدن شعر با ذهن خلاق خود به یک کشف زیبا و یا نو آوری برسد و لذت ببرد .

اکنون چند شعر از برنامه را برای نقد می خوانم .

سوال بپرس از خودت
شروع به جستجو کن
حدس بزن و فکر کن
آزمایش رو شروع کن

حالا نتیجه بگیر
از این کارا که کردی
آیا درست حدس زدی
یا اشتباه میکردی

کلید گنج علم و
با پرسیدن پیدا کن
با فکر و با آزمایش
همه درا رو وا کنن

این شعر کوتاه و روان هست . در وزن خوبی سروده شده است . کلمه ها ساده انتخاب شده اند . اما مستقیم گویی دارد و در کل شعرها احساس و عاطفه بسیار کم هست . این شعر فقط منظوم شده ( به نظم کشیده شده ) بدون یک‌سری شاخص های شعری است .

یه خط قرمز دور غمها کشیدیم
هرگز امیدمون رو از دست نمیدیم

امکانات ما هر چی باشه مهم نیست
مهم پشت کار و همت آدمیست

با پشت کار و با امید همه میتونیم
خودمونو به آرزوهامون برسونیم

این شعر در وزن طولانی سروده شده . در حالی که باید شعر کودک‌وزنش کوتاه و روان باشد پس موسیقی خوبی ندارد . ترکیب همت آدمیست ،بزرگتر از سن کودک است ومستقیم گویی دارد .

با نام و یاد خدا
هر کاری رو بچه ها
وقتی شروع میکنیم
حتما پیروز میشیم ما

برای اینکه بهتر
دنیامونو بشناسیم
خوبه اینو بدونیم
صاحب پنج احساسیم

حواس پنجگا نه ایناست:
لامسه شنوایی
بویایی بینایی
والبته چشایی

با بینی بو میکنیم
مزه ها رو میچشیم
لامسه رو میفهمیم
رو هر چی دست میکشیم

با گوشا خوب میشنویم
با چشما خوب میبینیم
ما باهوش و زرنگیم
خوب چه کنیم ما اینیم

کلید گنج علم و
با پرسیدن پیدا کن
با فکر و با آزمایش
همه درا رو وا کن
این شعر از نظر سادگی کلمات خوب است . شعر کوتاه هست و قابل حفظ کردن .

اما یکی از موارد اولیه ی شعر که وزن هست رعایت نشده . کلمه ی البته در شعر جایگاهی ندارد مستقیم گویی دارد و ….

در کل شعرها. ارتباط عمودی و افقی بیت ها رعایت شده است . جنبه ی آموزشی آن ها خوب است اما کاش به صورت غیر مستقیم بیان می شد چون برخی بیت ها آن قدر موارد مستقیم بیان شده است که مانند شعار شده است .زبان شعر تا حدودی ساده هست . و عاطفه و احساس در آن ها کم هست .

برنامه تلویزیونی جزیره دانش که برای گروه سنی ۹-۱۲ سال طراحی و تولید شده از ابعاد مختلف قابل نقد و ارزیابی است، نام برنامه تداعی کننده محتوای دانش محور کار است و مخاطب را به دیدن برنامه ای علمی دعوت می کند و اولین سوال در ذهن بیننده ی طالب علم را به سمت مطالب علمی و دانشی مورد نیازش هدایت می کند، آیا این برنامه ی ۵۹ دقیقه ای کشش و جاذبه دراماتیک برای جذب مخاطب هدف را دارد؟
اگر نگاهی اجمالی به کلیت کار داشته باشیم با رویکرد علمی برنامه ساز این اثر مواجه خواهیم شد که نشان دهنده دغدغه های روحی و نوجوانی شان بوده و قابل تقدیر است، اما ایکاش بررسی های بیشتر و شناخت پژوهشی خود را به گروه های سنی کودکان امروزی معطوف می کردند، همچنین در نگرش علمی شان مخاطبین دختر را هم مد نظر قرار میدادند، ضمن اینکه معتقدم می بایست در این برنامه توجه بیشتری به شناخت مخاطبین هدف اعم از پسر و دختر می شد که مستلزم پژوهشی جامع در جهت دریافت انگیزه هاو نیاز ها ی روانشناختی و جامعه شناختی و دیگر ویژگیهای این گروه سنی است.
شناخت مخاطب یا مخاطب شناسی از مهمترین عواملی است که برنامه ساز باید به آن توجه کند چرا که هدف اصلی هر برنامه تلویزیونی و بطور کلی رسانه ها ارتباط با مخاطب و تبادل و انتقال اطلاعات و اقدام موثر در جهت برآورده کردن نیازهای آموزشی و شناختی آنها است.

اصولا در مبحث طراحی ذهنی و خلق ایده برای مخاطب به چند نکته کلیدی توجه می شود؛
۱) نیاز مخاطب
۲) تعیین هدف اصلی و اهداف ثانویه و چگونگی رسیدن به اهداف.
۳) اهمیت و ضرورت و فواید اهداف تعریف شده.
۴) توجه به مبحث “رقابت” که در جهان کنونی رسانه ها و سایر شبکه های ارتباطی حایز دقت نظر و توجه ویژه است.
حالا می پرسیم آیا در توجه و بررسی نیاز های مخاطب تا چه حد نیاز های واقعی شان را مد نظر داشته اند و آیا این برنامه توانسته است کودکان را در سطوح مختلف تفاوتهای جنسیتی، آگاهی، شناختی، فرهنگی، طبقات اجتماعی- اقتصادی، شهری- روستایی، زبان و لهجه و گویش ها، مورد بررسی دقیق قرار دهد؟
نکته دوم چگونگی رسیدن به هدف و سودمندی اهداف آیا در این مهم موفق بوده اند؟
آیا در مقایسه و رقابت باسایر رسانه های جذاب کودکان میتوانند مدعی سرسختی باشند؟
بنظر من می بایست در انجام این امر تلاشهای بیشتری صورت پذیرد و قطعا برنامه ساز محترم با علاقمندی و انگیزه ای که در این مسیر دارند در ادامه راه موفق تر خواهند بود.
اما باید پرسید آیا در چگونگی اجرای طرحی که به آن اهتمام دارند موفق بوده اند؟ بحث جذابیتهای رسانه ای ( عناصر بصری، عناصر فنی، عناصر متنی و محتوایی ) به منظور خلق و انتقال اثر چگونه صورت پذیرفته؟
با این تفاصیل در برنامه های مشاهده شده ذکر چند نکته ضروری است؛ دکور و فضا سازی و نگاه زیبایی شناختی تصویر مستلزم باز نگری مجدد و طراحی متفاوت تری است. کارگردانی اثر اعم از کارگردانی هنری و تلویزیونی به اجرای هنری دقیق و جدی تری نیازمند است، هدایت بازیگران و میزانسن، دکوپاژ، انیمیشن، تیتراژ و موسیقی و بطور کلی عناصر فنی و بصری و محتوایی در یک ساختار منسجم و هدفمند قرار نگرفته اند و در کار مورد نظر که فکر و ایده اولیه خوبی داشته، منجر به فضایی شده که قطعا نمیتواند در صد وسیعی از مخاطبین را جلب و جذب نماید و در یک کلام میتوان گفت حضور ملوان و ناخدا ضرورت معنایی خاصی را انتقال نداده اند و اگر این دو شخصیت را با هر شخصیت و کاراکتر دیگری جابجا کنید تفاوت چندانی نخواهد داشت لذا نویسندگی متن نیز نیازمند تعمق و دقت بیشتری میباشد.
در خاتمه تلاشهای برنامه ساز محترم جناب آقای حسینی را در جهت اعتلای مباحث علمی و توجه به کودکان نخبه و مخترع ارج می نهم.
با آرزوی موفقیت های آتی


برچسب ها : ، ، ،

پیغام شما