از طعم گس انار تا معماری رسانه جهانی؛ گفتوگویی صمیمانه با حسین مدحت
از طعم گس انار تا معماری رسانه جهانی؛ گفتوگویی صمیمانه با حسین مدحت

مقدمه:
در دنیای پرهیاهوی رسانه، کمتر کسی را میتوان یافت که هم دغدغه اصالت و ریشههای بومی داشته باشد و هم نگاهی عمیق به روانشناسی و آینده کودکان. حسین مدحت، تهیهکننده، کارگردان و پژوهشگر نامآشنای کشورمان، چنین شخصیتی است. مسیری که از انجمن سینمای جوانان رفسنجان در بحبوحه جنگ آغاز شد، او را به جشنوارههای بینالمللی، کرسی کنفرانسهای تخصصی و بازدید از مراکز رسانهای در ترکیه و پروژههای مستند در اسپانیا و ازبکستان رساند. به بهانه مرور چهار دهه فعالیت هنری و دغدغههای مستمر ایشان در انجمن تخصصی کودک و رسانه، پای صحبتهای او نشستیم.

بخش اول: سالهای تکوین؛ سینمای جوان در دوران جنگ
خبرنگار: آقای مدحت، همه شما را با آثار متعددتان میشناسند، اما میخواهیم به نقطه آغاز برگردیم. به انجمن سینمای جوانان کرمان و رفسنجان در دهه شصت. آن دوران چگونه بود؟

حسین مدحت: آن سالها، سالهای عجیبی بود. من در سال ۱۳۶۵ در کرمان خدمت سربازی را میگذراندم، اما تمام وقت آزادم را در انجمن سینمای جوانان صرف یادگیری سینما میکردم. ما نسل اول دانشآموختگان دفتر تازهتأسیس رفسنجان بودیم. فضایی پر از شور و انگیزه، اما متأثر از حال و هوای جنگ. اولین فیلمم یک اثر هشت میلیمتری به نام «عطش» بود که با همکاری دفتر کرمان ساختم و خوشبختانه در پنجمین جشنواره فیلم و عکس انجمن، دیپلم افتخار گرفت. این فیلم در جشنواره «ادئون» یوگسلاوی هم در سال ۶۹ جایزه گرفت و اولین تجربه بینالمللی من بود.
خبرنگار: و بعد از آن نوبت به فیلم کوتاه «انار» رسید که نقطه عطف شما در بازیگری بود.
حسین مدحت: بله، «انار» (۱۳۶۳) دروازه ورود من به دنیای تصویر بود. یک طرح سه خطی درخشان از سعید قاسمی که دوستم علیرضا کاشفی آن را کارگردانی کرد. چالش من، بازی در نقش نوجوانی لاتمسلک بود که اسیر «ولع» برای یک انار میشود. برای رسیدن به آن حس، خاطره جالبی دارم. یک کیلو انار خریدم و به پاتوق کارگران فصلی بردم تا نحوه خوردنشان را ببینم. اما تا آمدم چیزی ببینم، کامیونی آمد و همه کارگران با انارهایشان در جیب، سوار شدند و رفتند! آنجا بود که فهمیدم «حسرت» کلید اصلی نقش است. خاطره اهدای جایزه بهترین بازیگر در جشنواره کرمان هم فراموشنشدنی است؛ هیئت داوران یک انار به من دادند و خواستند با همان ولع فیلم، آن را بخورم!

خبرنگار: فیلم «دوچرخه» شما اما حال و هوای متفاوتی داشت. در دورانی که به قول سینماگران، «گداگرافی» مد بود، شما یک فیلم با رگههای طنز ساختید.
حسین مدحت: دقیقاً. آن سالها اکثر فیلمها تلخ و سیاه بودند. اما داستان «دوچرخه» (۱۳۶۶) جذاب و طنزآمیز بود و این یک ساختارشکنی محسوب میشد. من میخواستم از آن فضای غالب فاصله بگیرم. در این فیلم افتخار همکاری با پیشکسوتان تئاتر مثل کرامت رودساز و سعیده موسوی را داشتم. این فیلم اولین تجربه هنری دوست عزیزم حمید غیاث هم بود. ما روزها خدمت سربازی بودیم و فقط شبها فرصت فیلمبرداری داشتیم.

بخش دوم: از صحنه تئاتر تا قاب تلویزیون
خبرنگار: پس از آن دوران، شما وارد فضای حرفهایتری شدید. از بازی در تئاتر تا ساخت فیلم بلند و برنامهسازی برای تلویزیون.
حسین مدحت: بله، بعد از ورود به دانشگاه، در تهران ماندم. در سال ۷۳ در تئاتر «بازمانده» به کارگردانی کرامت رودساز بازی کردم و عضو هیئت موسس تولید نمایش کمدی در حوزه هنری شدم. اولین فیلم بلند سینماییام «زهر» بود که در سال ۷۲ برای سازمان عقیدتی سیاسی نیروی انتظامی ساختم. اما یکی از مهمترین فعالیتهایم، تولید برنامههایی چون «سینما نو»، «سینما فردا» و «فیلمسازان جوان» برای شبکه سه سیما بود. برای نزدیک به یک دهه، ما تریبونی برای فیلمسازان جوانی شدیم که جایی برای نمایش آثارشان نداشتند. ما به شهرها و روستاهایشان میرفتیم و مستندی از زندگیشان میساختیم تا بگوییم فیلمساز از دل همین فرهنگ و جغرافیا بیرون میآید.
بخش سوم: دغدغههای کودک و رسانه؛ یک مأموریت بینالمللی

خبرنگار: فعالیتهای شما در حوزه کودک و رسانه بسیار جدی و پیوسته بوده است. این دغدغه شما را حتی به سفری تخصصی به ترکیه کشاند.

حسین مدحت: بله، ریشه این علاقه به عضویتم در بخش آفرینشهای ادبی کانون پرورش فکری برمیگردد. بعدها این دغدغه علمیتر شد. در سال ۱۳۹۷ (۲۰۱۸)، به همراه گروهی از اعضای انجمن تخصصی کودک و رسانه، سفری مطالعاتی و تخصصی به ترکیه داشتیم.
در آنجا در کنفرانس رسانههای کودکان شرکت کردیم و بازدیدی از شبکه کودکTRT ترکیه (TRT Çocuk) داشتیم و با مدیران آنجا درباره سیاستگذاریهای تولید محتوا گفتگو کردیم. حتی فیلم کوتاه «حجاب» من هم در آنجا برایشان نمایش داده شد. این سفرها و تجربیات، بخشی از پژوهشهایی بود که بعدها در تالیف کتاب «تأثیرات شناختی رسانهها؛ کودکان چه چیزی و چگونه میآموزند» که در سال ۱۳۹۹ منتشر شد، مورد استفاده قرار گرفت. هدف از این فعالیتها، درک استانداردهای جهانی و تلاش برای ارتقای رسانهای سالمتر برای کودکانمان است.

بخش چهارم: نگاهی جهانی با ریشههای ایرانی
خبرنگار: مستند «چشمهای رسواکننده» یکی از مهمترین آثار شماست که در چند کشور ساخته شد. چه شد که یک سوژه از جنگ عراق، به پروژهای در اسپانیا تبدیل شد؟

حسین مدحت: قصه از خبرنگار ایرانی شروع شد که در جنگ عراق چشمانش را از دست داده بود. اما در تحقیقاتم متوجه شدم این یک درد جهانی است. یکی از قربانیان، خوزه کوئسو، تصویربردار اسپانیایی بود.

به واسطه دوستی با آقای علیزاده، مستندساز ساکن اسپانیا، تصمیم گرفتیم بخشی از فیلم را به او اختصاص دهیم. استقبال مستندسازان اسپانیایی به قدری خوب بود که حتی تدوین فیلم را به یک تدوینگر اسپانیایی سپردیم. این فیلم که در ایران، عراق، لبنان و اسپانیا فیلمبرداری شد، روایتی بینالمللی از تعهد خبرنگاران به حقیقت بود.
بخش پنجم: هنرمندی که امانتدار است
خبرنگار: دوستان و همکاران شما از ویژگیهای اخلاقیتان بسیار یاد میکنند. از جمله امانتداری و حمایت از جوانان. خاطره ثبت فیلمنامه یک هنرجو را برایمان تعریف میکنید؟

حسین مدحت: (لبخند) لطف دوستان است. بله، در آموزشگاه سینمایی «شیدا فیلم» که خودم مؤسس آن هستم، هنرجوی بااستعدادی طرحی را ارائه داد. من از طرح خوشم آمده بود و قرار بود برای فروش آن کمکش کنم. وقتی متوجه شدم فیلمنامه ثبت نشده، نگران شدم. آن زمان ثبت اثر حضوری بود. همان روز کار را رها کردم و به خانه سینما رفتم و اثر را به نام خودشان ثبت کردم. من معتقدم ایده و خلاقیت یک هنرمند، امانتی است که باید از آن محافظت کرد. این وظیفه ما پیشکسوتان است که راه را برای جوانترها هموار و امن کنیم.

باکس معرفی جامع:
- نام: حسین مدحت
- تولد: ۱ فروردین ۱۳۴۸ – رفسنجان
- تحصیلات: کارشناسی ارشد پژوهش هنر / کارشناسی ادبیات نمایشی
- برخی از سمتها و عضویتها: تهیهکننده شبکه ۳ سیما، عضو هیئت موسس تولید نمایش کمدی حوزه هنری، عضو انجمن تخصصی کودک و رسانه، عضو انجمن مستندسازان و انجمن اهل قلم، داور جشنوارههای متعدد از جمله جشنواره بینالمللی روستا.
- منتخب آثار:
- کتاب: تأثیرات شناختی رسانهها؛ کودکان چه چیزی و چگونه میآموزند (۱۳۹۹)، مجموعه فیلمنامههای ایراد و خط قرمز.
- مستند: چشمهای رسواکننده، خیوه، قوم و خویش آشنا.
- فیلم کوتاه: انار (بازیگر)، عطش (برنده جایزه از جشنواره ادئون یوگسلاوی)، دوچرخه، حجاب، خط قرمز.
- فیلم بلند: زهر (۱۳۷۲).
- مجموعه تلویزیونی: تابستان من (سریال)، سینما نو، سینما فردا، فیلمسازان جوان (تهیهکننده).
- تلهفیلم: بازگشت، جشن تکلیف، حرمت، به وقت شکوفههای انار (در مرحله پیشتولید).



















عالی بود ممنون از شما
مرسی که کامل این موضوع را توضیح دادین
با قدرت ادامه بدین